فرهنگ فرانک و روشهای کارولینژی اداره دولتی تأثیر قابلتوجهی بر مردم همسایه داشت و تهدید فرانک باعث تشکیل دولتهای جدید در امتداد مرز شرقی امپراتوری شد - بوهمیا در پناه جنگل بوهمی، موراویا در امتداد دانوب میانه و کرواسی. در ساحل دریای آدریاتیک.[138] فروپاشی امپراتوری کارولینگ با تهاجمات، مهاجرت ها و یورش های دشمنان خارجی همراه بود. سواحل اقیانوس اطلس و شمال توسط وایکینگ ها مورد آزار و اذیت قرار گرفت و آنها نیز به جزایر بریتانیا یورش بردند و در آنجا ساکن شدند. در سال 911، رولو، رئیس وایکینگ ها (د. حدود 931) از پادشاه فرانک، چارلز ساده (R. 898–922) اجازه گرفت تا در منطقه نرماندی مستقر شود. بخشهای شرقی پادشاهیهای فرانک، بهویژه آلمان و ایتالیا، تا زمان شکست مهاجمان در نبرد لچفلد در سال 955، تحت تهاجم مستمر ماگیار بودند.[139] فروپاشی خاندان عباسی به این معنی بود که جهان اسلام به دولتهای سیاسی کوچکتری تقسیم شد که برخی از آنها شروع به گسترش کردند. اغلابیان سیسیل را فتح کردند، امویان اندلس جزایر بالئاری را ضمیمه کردند و دزدان دریایی عرب حملات منظمی را علیه ایتالیا و جنوب فرانسه انجام دادند.
سفری با کیفیت با اجاره ویلا های شمال
استقرار وایکینگ ها در جزایر بریتانیا منجر به تشکیل نهادهای سیاسی جدید، از جمله پادشاهی کوچک اما مبارز دوبلین در ایرلند شد.[141] در انگلستان آنگلوساکسون، پادشاه آلفرد بزرگ (871-899) با مهاجمان دانمارکی در سال 879 به توافق رسید و وجود قلمرو مستقل وایکینگ ها در نورثومبریا، آنگلیا شرقی و شرق مرسیا را تصدیق کرد.[142][143]. ] در اواسط قرن دهم، جانشینان آلفرد این قلمرو را فتح کردند و کنترل انگلیسی ها را بر بیشتر قسمت های جنوبی بریتانیا بازگرداندند.[144] در شمال بریتانیا، کنت مک آلپین (د. حدود ۸۶۰) پیکتها و اسکاتلندیها را در پادشاهی آلبا متحد کرد.[145] در اوایل قرن دهم، سلسله اوتونی در آلمان مستقر شد و به عقب راندن مجارها و مبارزه با دوک های نافرمان مشغول بود. پس از درخواست ملکه بیوه آدلاید ایتالیا (متوفی 999) برای محافظت، اتو اول پادشاه آلمان (936-973) از کوه های آلپ عبور کرد و به ایتالیا رفت، با بیوه جوان ازدواج کرد و خود را در سال 951 در پاویا به پادشاهی رساند. او ادعای خود را در مورد میراث شارلمانی با تاجگذاری خود به عنوان امپراتور مقدس روم در رم در سال 962 نشان داد.[146] جانشینان اتو به شدت به امور ایتالیا علاقه مند بودند، اما پادشاهان آلمانی غایب قادر به اعمال قدرت دائمی بر اشراف محلی نبودند.[147] فرانسه پراکندهتر بود، و اگرچه پادشاهان کاپتی به طور اسمی در راس امور باقی ماندند، اما بیشتر قدرت سیاسی به اربابان محلی واگذار شد.[148] در شبه جزیره ایبری، آستوریاس به آرامی در قرن های 8 و 9 به سمت جنوب گسترش یافت و به عنوان پادشاهی لئون ادامه یافت هنگامی که مرکز سلطنتی از شمال اویدو به لئون در دهه 910 منتقل شد.
مسیرهای تجاری اروپای شرقی به سمت آسیای مرکزی و خاور نزدیک توسط خزرها کنترل می شد. امپراتوری چند قومی آنها در برابر گسترش مسلمانان مقاومت کرد و رهبران خزر در دهه 830 به یهودیت گرویدند. خزرها اسماً توسط یک پادشاه مقدس به نام خاقان اداره می شدند، اما فرمانده کل ارتش او، بیگ، قدرت پشت تاج و تخت بود.[150] در پایان قرن نهم، یک مسیر تجاری جدید ایجاد شد که قلمرو خزر را دور می زد و آسیای مرکزی را با اروپا از طریق ولگا بلغارستان متصل می کرد. در اینجا نخبگان محلی و در حدود سال 985 تودههای مردم محلی به اسلام گرویدند.[151] در اسکاندیناوی، تماس با فرانسیا راه را برای تلاشهای تبلیغی روحانیون مسیحی هموار کرد و مسیحیت ارتباط نزدیکی با رشد پادشاهیهای متمرکز در دانمارک، نروژ و سوئد داشت. علاوه بر سکونتگاهها در جزایر بریتانیا و نرماندی، اسکاندیناویها نیز در شرق و شمال اروپا گسترش یافتند و مستعمره شدند. بازرگانان سوئدی و شکارچیان برده در رودخانههای دشت اروپای شرقی حرکت کردند، کیف را از خزرها گرفتند و حتی در سالهای 860 و 907 تلاش کردند قسطنطنیه را تصرف کنند.[152] استعمارگران نورس در ایسلند مستقر شدند و یک سیستم سیاسی ایجاد کردند که مانع از انباشت قدرت توسط روسای جاه طلب می شد.

اجاره ویلاهای آستارا با حیاطی بزرگ